تبليغاتX
روزی روزگاری
 این هم قسمت دوم با شعری از حافظ .خود شعر همه چیز رو به شما میگه.فقط لازمه گوش دلتون رو باز کنید و به نداش گوش کنید.ولی یادتون باشه هر دیوانی یه شاه شعر داره و هر شعری یه شاه بیت .به نظر من شاه بیت این شعر بیت دومه.تقدیم به شما با عشق

با مدعی مگویید اسرار عشق و مستی

 

تا بی‌خبر بمیرد در درد خودپرستی

عاشق شو ار نه روزی کار جهان سر آید

 

ناخوانده نقش مقصود از کارگاه هستی

دوش آن صنم چه خوش گفت در مجلس مغانم

 

با کافران چه کارت گر بت نمی‌پرستی

سلطان من خدا را زلفت شکست ما را

 

تا کی کند سیاهی چندین درازدستی

در گوشه سلامت مستور چون توان بود

 

تا نرگس تو با ما گوید رموز مستی

آن روز دیده بودم این فتنه‌ها که برخاست

 

کز سرکشی زمانی با ما نمی‌نشستی

عشقت به دست طوفان خواهد سپرد حافظ

 

چون برق از این کشاکش پنداشتی که جستی

+ نوشته شده در ساعت توسط محمد |