علم از دیدگاه بزرگان
پرسش و پاسخ از علامه طباطبایی ره؛
سوال: منظور از علم در قرآن چیست؟
جواب: مقصود خداشناسی و معرفت است.
سوال: آیا علم، خود عمل است؟
جواب: خیر، علم، فهم و درک است.
سوال: علمی که در آیه شریفه و روایت ذیل مطرح است، چه نوع علمی است؟
خداوند سبحان می فرماید:
یَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنکُمْ وَالَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرٌ ﴿ مجادله 11 ﴾
خداوند کسانى را که ایمان آورده اندو کسانى را که علم به آنان داده شده درجات عظیمى مى بخشد، و خداوند به آنچه انجام مى دهید آگاه است.
و نیز در روایت آمده است:
العلم نور یقذفه الله فی قلب من یشاء. ( بحارالانوار، ج 1، ص 225، روایت 17 )
دانش، نوری است که خداوند در قلب هر کس که بخواهد می افکند.
جواب: علم نافع، علمی است که در انسان، نور معرفت و ایمان به خدا و شناسایی اسماء و صفات الهی را ایجاد می کند.
سوال: آیا علوم ریاضی و طبیعی در عرف قرآن علم نیستند؟
جواب: در عرف قرآن کریم خیر، عرف قرآن آنها را علم نمی نامد،
مثلا آیا می توانیم گفتار خداوند متعال را که میفرماید: والذین اوتو العلم؛ (و کسانی که به آنان علم عطا شده است: نحل 27: اسرا 107: حج 54: قصص 80: عنکبوت 49 و...) را به "کسانی که به آنان ریاضی و فیزیک عطا شده" معنا کنیم؟!
سوال: طریقه رسم دائره هندیه چیست؟
جواب: زمین را سطح قرار داده و ....
کتاب در محضر علامه طباطبایی - ص 317 و 318
***
امام خمینی ره :
...علوم... اگر ما را از علوم آخرت منصرف نمودند، به واسطه این انصراف بالعرض مذموم شوند؛ و الا ضرر و نفعی ندارند؛
چنانچه رسول اکرم، صلی الله علیه و آله، فرمودند.
پس کلیه علوم تقسیم شوند به سه قسمت:
* یکی آنکه به حال انسان است به حسب احوال نشات دیگر که غایت خلقت وصول به آن است. و این قسمت همان است که جناب ختمی مرتبت "علم" دانسته ...
* و دیگر آنکه ضرر میرساند به حال انسان و او را از وظایف لازمه خود منصرف می کند. واین قسم از علوم مذمومه است که نباید انسان پیرامون آنها گردد؛ مثل علم ... کیمیا و امثال آن.
* و سوم آنکه ضرر و نفعی ندارد؛ ... مثل حساب و هندسه و هیئت و امثال آن...حتی الامکان اشتغال پیدا نکردن به آنها خوب است؛
...در بین علوم آنچه که به حال حیات ابدی و زندگانی جاویدان انسان نافع است، بهتر از همه است و مهمتر از جمیع آنهاست؛
کتاب چهل حدیث - شرح حدیث بیست و چهارم - صفحه 396 و 397
***
در حاشیه: کلا علم یعنی چیزی که با گذشتن از مرز این عالم باز بکار انسان بیاید و مختص این عالم نباشد.
در کل این علومی که ما به آنها لفظ "علم" اطلاق میکنیم در حقیقت فن هستند و آنهم فنونی برای زندگی در این عالم، که البته ندانستن آنها مشکلی برای ما پیش نمی آورند (مانند ا نسانهای پیشین و پیامبران پیشین) و فقط شاید تسهیل کننده امور دنیوی باشند ( و البته از دید برخی دلمشغولی و تفریح )،که در غیر اینصورت باید نعوذالله به عدالت خداوند نسبت به انسانهای پیشین، در حال حاضر و بعدی ها شک کرد!
دقت کنیم که به فضا رفتن هدف نبوده! که لازم باشد همه آنرا درک کنند! و رفتن و نرفتن به آنهم در اصل قضیه خللی ایجاد نمیکند.
پس در اینصورت باید تعریف عالم و همچنین نخبه از منظر دین جور دیگر باشد و همچنین اطلاق عوام به مردم هم جمع کثیری را شامل شود.
***
امام صادق علیه السلام میفرمایند:
(لیس العلم بالتعلم انما هو نور یقع فی قلب من یرید الله تبارک و تعالی ان یهدیه)
علم به درس آموختن نیست.3R>علم نوری است که خدای تبارک و تعالی در قلب کسی که اراده میفرماید هدایتش نماید، قرار میدهد.
بحارالانوار - ج 1 - ص 225 و شهید ثانی - منیه المرید - ص 148 و 167
***
امام علی علیه السلام میفرمایند:
علم نه در آسمان است که بر شما فرود آید و نه در زمین است تا برای شما بالا آید،
بلکه در قلبهای شما آفریده شده است؛
به اخلاق روحانیان متخلق گردید تا برای شما آشکار شود.
علامه حسن زاده آملی، هزار و یک نکته، نکته 788
***
سوره جمعه آیه 2:
(هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولاً مِنْهُمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیَاتِهِ وَیُزَکِّیهِمْ وَیُعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَةَ وَإِن کَانُوا مِن قَبْلُ لَفِی ضَلاَلٍ مُبِینٍ )
که او کسى است که در میان جمعیت درس نخوانده رسولى از خودشان برانگیخت که آیاتش را بر آنها مى خواند وآنها را تزکیه مى کند و به آنان کتاب( قرآن ) و حکمت مى آموزد و مسلما پیش از آن در گمراهى آشکارى بودند.
***
امام صادق علیه السلام: توجه داشته باش چیزهایی که یاد گرفته ای علم نیست، اینها ابزارند، علم آن ...
در اخبار ائمه بر حدیث "عنوان بصری" خیلی تاکید شده است؛
این حدیث محتوای بسیار مهمی دارد و علت تاکید بسیار بر آن از جانب ائمه هدی هم همین بوده، چون بیان میکند که دین یک حقایقی دارد و یک راهی هم برای رسیدن به آن حقایق هست؛
"عنوان بصری" در 94 سالگی متنبه میشود که بیاید در حضور معدن علم و حقیقی تا دانش بیاموزد.
البته قبل از آن نزد کسانی بوده و جاهایی رفته بود.
حضرت هم امتحانش میکند که مشخص شود چقدر در این راه استقامت دارد.
به همین دلیل حضرت ابتدا او را نمی پذیرد، او منقلب میشود و متوسل به کسی میشود و باز هم خدمت حضرت می آید.
البته همه اینها برخوردهای تربیتی از سوی امام علیه السلام بوده.
آن شخص بعدها آمادگی پیدا میکند و مجددا خدمت حضرت می آید،
او را می پذیرد.
این پذیرش آنقدر برای آن شخص اهمیت داشته که میگوید:
"اگر هیچ چیز دیگر در این ارتباط نبود، جز همین پذیرش، برایم کافی بود."
***
بعد، از حضرت سوال میکند که علم چیست؟
حضرت آن نکته عالی را بیان میکنند:
توجه داشته باش چیزهایی که یاد گرفته ای علم نیست،
اینها ابزارند.
علم، آن نوری است که خداوند در دل تو بیندازد.
بعد، اضافه میکنند:
اگر میخواهی به آن علم برسی،
باید از مسیر عبودیت بروی؛
آنهم حقیقت عبودیت نه خود عبودیت.
***
* انا معاشرالانبیاء امرنا ان نکلم الناس علی قدر عقولهم
ما پیامبران در سطح فکر عمومی مردم با آنها سخن میگوییم.
پیامبر اکرم ص - اصول کافی - ج 1 - ص 23
* ماکلم رسول الله ص العباد بکنه عقله قط
هرگز رسول خدا با کنه عقل خویش با بندگان سخن نگفت.
حضرت امام صادق ع - بحارلانوار - ج 1 - ص 85
اسرا - 17: و ما اوتیتم من العلم الا قلیلا
و به شما از دانش، جز اندکی داده نشده است
روزی روزگاری